تبليغاتX
وبلاگ گروهی دانشجویان علوم تغذیه


وبلاگ گروهی دانشجویان علوم تغذیه

◦◦☼☼بقراط : ◦◦☼☼ بگذار غذا داروي تو و داروي تو غذايت باشد





















بچه كه بودي تا يه چيز خواستي چشماتو مي گرفت ،اين دستات بودن كه دراز

مي شدن به طرفش. به قول سهراب ( دست فواره ي خواهش مي شد.) يادته؟

 

يه وقتايي هم دستت كه به اون خواستني مي رسيد يهو گر مي گرفت. تموم جونت

آتيش مي شد و اشكات ديگه بند نمي اومدن. تو كه نمي دونستي داغ يعني چي ...

 

هاج و واج مي موندي كه  ( چي شد آخه؟!  مگه من چي مي خواستم؟)

چندبار دستت سوخت تا بفهمي كه واسه هر چيز خواستني، دستتاتو پيش نبري...

اينم يادته؟

 

اينارو گفتم تا بدوني كه براي آدماي خواستني كه اينروزا چشماتو پر مي كنن،

 دلت همينجوري بي محابا پيش نبري ! نميخواي كه اونم بسوزه....  ميخواي؟!

immortal

 

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت توسط نگار چاهی بخش| |

ضدحال يعني نفر آخر کنکور شدن
ضدحال يعني يه جلسه سر کلاس نري فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه
ضدحال يعني با شکم گرسنه بري تو صف ژتون تموم کرده باشن
ضدحال يعني يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيري خاله مامانت فوت کنه
ضدحال يعني قبض تلفن بياد 98797954 تومن...!!
ضدحال يعني با 75/9  افتادن
ضد حال يعني يه لباس خوشگل بخري همون روز اول گير کنه به صندلي پاره بشه
ضدحال يعني صبح ساعت
۷ بري سر کلاس استاد نياد
ضدحال يعني بعد اينکه کلي افه زبان اوومدي نمره زبانت بشه 10
ضدحال يعني داداش کوچيکت شاخه تلفونتو اشتباهن بزنه تو پريز برق
ضد حال يعني بري عروسي دوستاتت نباشن
ضدحال يعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره
ضدحال يعني بعد از کلي مصيبت که سيم کارت ثبت نام کرده همه سيمکارتا ارزان بشه
ضدحال يعني روز تولدت نامزدت فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشي
ضدحال يعني فيلم ژاپني
ضدحال يعني گل خوردن دقيقه 92
ضدحال يعني صبح روزي که با دوستات ميخواي بري گلو درد بگيري
ضدحال يعني از سرويس دانشگاه جا موندن
ضدحال يعني با ماشين بابا جريمه شدن
ضدحال يعني سلام کني جوابتو ندن
ضدحال يعني عينکت سر جلسه امتحان بيفته زمين بشکنه
ضد حال يعني سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه
ضدحال يعني تاکسي سوار شي وسط راه بنزين تموم کنه
ضدحال يعني دفترچه تلفنتو گم کني
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت توسط محدثه درخشنده| |


براي پخت گوشت مرغ چطور و چگونه عمل مي کنيد؟ آيا پوست مرغ را جدا مي کنيد و سپس آن را مي پزيد يا اينکه پس از پخت با پوست، هنگام سرو غذا، پوستش را دور مي ريزيد؟ شايد هم پوست آن را نيز چاشني غذايتان کرده و آن را ميل مي کنيد؟ به نظر شما کدام روش صحيح است؟

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت توسط فاطمه اسکندری| |

سالن نماشگاه سازمان فائو و ملل متحد


ژاک دی یو( Jacques Diouf ) رئیس سازمان فائو


نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت توسط فاطمه اسکندری| |



یکی از راه هایی که شما می توانید در روز جهانی غذا انجام بدهید این است که به سایت FreeRice.com بروید و در این سایت به صورت آنلاین بازی کنید. در این بازی باید به سوالات جواب بدهید .

این سایت به ازای هر پاسخ صحیح شما , 10 دانه برنج به سازمان فائو و ملل متحد کمک مالی می کند.

جالب است بدانید که تا دیروز  38,132,200 دانه برنج کمک مالی شده است.


نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت توسط فاطمه اسکندری| |


World Food Day, 16 October 2009

Achieving Food Security in Times of Crisis                             


دست یابی به امنیت غذایی در دوران بحران اقتصادی جهان

 

24مهر 1388 (16 اکتبر 2009) روز جهانی غذاست. روزی که با سالروز تشکیل FAO (سازمان غذا و کشاورزی) در 16 اکتبر  1945 مصادف است.

در نوامبر/ دسامبر 1961 , FAO و مجمع عمومی سازمان ملل متحد , با توجه به این واقعیت که « مواد غذایی برای بقای انسان و رفاه لازم است و این امر که یک ضرورت اساسی بشر است» , قطعنامه ی مشترکی برای تاسیس برنامه ی جهانی غذا تصویب نمودند. از بدو تاسیس برنامه ی جهانی غذا دفتر مرکزی این سازمان در ایتالیا مستقر است.

برنامه جهانی غذا در کشورهای کم تر توسعه یافته و کم در آمد که قربانیان بلایای طبیعی , پناهندگان , آوارگان و نیازمندان در آن ها با کم بود غذا مواجه هستند , به مبارزه  علیه  گرسنگی می پردازد.

هدف اصلی سازمان FAO , بالا بردن سطح آگاهی عمومی از مشکل جهانی غذا و تقویت همبستگی در مبارزه با فقر و گرسنگی از طریق ترویج کشاورزی , بهبود تغذیه و پیگیری امنیت غذا است ( دسترسی همه ی مردم در همه اوقات به غذایی که برای زندگی فعال و سالم به آن نیاز دارند).

امسال روز جهانی غذا در حالی در جهان گرامی داشته می شود که به گفته ی ژاک دی یو(Jacques (Diouf رئیس سازمان فائو « برای اولین بار در تاریخ بشریت , تعداد افراد گرسنه به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است که این رقم 15 درصد از جمعیت جهانی است ».

یعنی جمعیتی فراتر از مجموع جمعیت امریکا , کشورهای اتحادیه اروپا و کانادا. که این جمعیت یک میلیارد و بیست نفری , غذای کافی برای خوردن ندارند.

طبق آماری که آقای دی یو در روز 14 اکتبر 2009 به شورای کلیسایی ارائه داد , بیش از 105 میلیون نفر به آمار گرسنگان دنیا در سال 2009 اضافه شده است. ( این در حالی است که در سال گذشته 923 میلیون انسان در جهان در فقر و گرسنگی به سر می بردند). و همین طور بیش از 270 میلیون افریقایی , حدود 24 درصد از جمعیت این قاره دچار سو تغذیه هستند. که این رقم 12 درصد بیش تر از یک سال پیش افزایش یافته است.

این آمار تکان دهنده و وحشتناکی است که دولت های پیشرفته باید به خود بیایند و به این مسئله توجه کافی داشته باشند که بر اساس محاسبه کارشناسان , غله ای که برای تولید سوخت یک باک اتومبیل ( سوخت اتانول) مورد استفاده قرار می گیرد , می تواند نیازهای غذایی یک سال یک انسان را تامین کند و در همین رابطه  دمینیک اشتراوس کان , رئیس صندوق بین المللی پول ,  تبدیل زمین های کشاورزی به محصولاتی که برای تولید سوخت بیوانرژی به کار می روند را  « جنایت بر ضد بشریت » می داند.

چرا که به طور متوسط , روزانه 25 هزار نفر در جهان  قربانی گرسنگی , فقر غذایی و سو تغذیه شدید می شوند.

 

بنابراین روز جهانی غذا , فرصتی است برای یافتن راهکار و تامین منابع لازم برای مبارزه با گرسنگی که به واقع اصلی ترین بحران جهانی است.




نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت توسط فاطمه اسکندری| |

سلام
امروز میخوام چگونگی نامگذاری روز جهانی غذا رو براتون بگم:داستان برمیگرده به زمانی که مردم با صدای خروس از خواب بلند میشدن .آره بابام!یه روز صبح وقتی با صدای خروس همساده از خواب بلند شدم(خروس خودمون تعریف نباشه همه چیزش به آدمی زاد رفته،تا لنگ ظهر میخوابه)دیدم ای دل غافل!دچار یه چیمانزدگی بدی شدم.چشمتون به روز بد کور و گوشتون کر!انگار اسب شمر ملعون چهار نعل رو تن نحیفم تاخته باشه، خورد و خاکشیر شده بودم.سرم رو که نگو اصلا رو تنم جا نمیگرفت و شده بود به اندازه ی صندوق لباسیه خان جون! ولی به هر زحمتی بود خان جون رو صدا کردم که ثمره ی عمرت داره از دست میره زود زنگ بزن 118 تا بهت شماره ی115 رو بده و خودت هم دسته چکت رو بردار که اینبار خرجم میزنه بالا. خان جون گفت:ای درد وبلات بخوره تو سر بز همساده !دستی دستی بزارمت زیر تیغ طبیب که چی؟دوای دردت پیش خودمه و بلند شد و رفت و بعد از مدتی از آشپزخونه دراومد با یه دیگ شلغم و گفت بخور و همه ی اونا رو بست به شکم چیمانزده ی من!خان جون یه چرخی زد و گفت انگار هنوز رنگ نیومدی و یه تشت سوپ گردن مرغ آورد که بخور. گفتم ننه بریم پیش طبیبی، چیزی تا یه آمپولی بده و خوب شم. ننه گفت الان رازی رو برات میگم تا خوب روشن شی.ننه جونم از خان جونش که اونم از ننه جونش نقل میکرد که یه روز خان جون آلچا که تو محل بهش میگفتن مطبخ الزمان،تو اتاقک چت با یانگوم خانوم همکلوم شد و یه دل نه صددل به هم انس گرفتن برای همین یانگوم میگه ننه آلچا از من میشنوی پولت رو تو چاه دوا و درمون نریز،غذا بر همه درد هم درمونه و هم پیشگیری.اینو من میگم که فوق تخصص افتخاری دارم. مگه تو فیلمم ندیدی که یه دربار امپراطوریه و صد تا مطبخ خونه؟ با غذا هم میشه کشت و هم میشه زنده کرد. یادش بخیر منم ننه الان میخوام زندت کنم و باز رفت تو آشپز خونه و با یه دیگ آش قلم برگشت که ننه بخور تا جون داشته باشی با مکروب آنفولوسکا دست به یقه شی!.توی دلم گفتم یانگوم خانم نور پروژکتور به قبرت بباره اگه مردم گناش گردن خودت ولی از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون،بعد از دو روز درمان خان جون افاقه کرد، ولی هنوز دوران نقاهتم به مرحله ی قاف نرسیده بود که روم به دیوار دچار مرض اسهال شدم.گفتم ننه مردم بریم دکتر گفت من که خوبت کردم دوای این دردت هم پیش خودمه گفتم ننه برو دواخونه یه بسته oRS بخر مشکل حله.یهو برآشفت و غلیونی کرد که این کلام اجنبی چی بود که گفتی؟حتما بعدش هم میخوای بری اونور آب و ظرفاشون رو بشوری،نه؟ نور به قبرت ننه آلچا کجایی که ببینی همه ی مردم اجنبی پرست شدن تا بچه بودی من ترو خشکت میکردم حالا که باید عصای دستم بشی میخوای بری جاروی اونا شی ؟اصلا درمونت نمیکنم بینم چه جوری میخوای بری. ایها الناس به دادم برسین چه خاکی به سرم شد... به غلط کردن افتادم گفتم ننه تو که میبینی من نمیتونم یه دقیقه بیرون از..!جا بگیرم.به دادم برس،خوب شدم ،میشم دربست جاروبرقیت،خوبه؟بلاخره ننه کوتاه اومد و باز رفت تو مطبخ و بعد از اندی با یه دیس کته و یه قابلمه ماست برگشت و گفت بخور که دوات همینه ...همه وقتی مرض میگیرن لاغر میشن من به نعمت ننه آلچا و یانگوم خانم هم چاق میشدم هم شفا پیدا می کردم ولی با یه تبصره که از چاه یه مرض در می آمدم میافتادم تو دام یه مرض دیگه که به نعمت وجود ننه جون خودم بود.....(درست فهمیدین کار ما ادامه داشت)به هر حال هر اضغاث احلامی بلاخره تموم میشه ولی خودمونیم اگه خان جون به شعار هر چه بیشتر،بهتر پابند نبود و دستگاه گوارشی رو با انبار آذوقه اشتباه نمی گرفت، واقعا دیگه نمیخواست پول تو چاه دوا بریزی.درسته غذا دارو میشه ولی زیادیش بلای جون میشه(یه عالم بزرگ میگه "هر که مالش بیش،نقرصش هم بیش، بجز خسایس الناس)واما نتیجه اخلاقی این ماجرا که توی دورانهای نقاهت نصفه ونیمه بهش رسیدم:اولین دلیل نافرمانی آدم ،غذا بود و اولین تفاوت بین هابیل و قابیل هم به وسیله موادغذایی معلوم شد تازه خیلی از مردنا یا کشته شدنا به خاطر غذا و کمی و زیادیه اونه،پس واقعا مهمه،نه؟ بعد از این نتیجه و جلساتی با انجیو! تونستم روز ... (روز شروع چیمانزدگیم)رو به عنوان روز جهانی غذا ثبت کنم!

                                                                                                                                           قراالسلطنه 

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت توسط قرائ السلطنه| |



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت توسط قرائ السلطنه| |

سلام...

قرار شده که از ۴ام  مهر بیاییم کلاس

واسه همین اومدم و اینجا نوشتم تا اونایی که خبر ندارن با خبر بشن(به خصوص آقایون)!

شنبه میبینمتون

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت توسط نگار چاهی بخش| |

سلام به همه ی دوستای تغذیه ای خوبم    

امیدوارم که تابستون به همتون حسابی خوش گذشته باشه                 

شاید با گذاشتن این مطلب تو وبلاگ از دستم عصبانی بشید چرا که این به این معناست که دیگه تابستون داره تموم می شه اونم با چه سرعتی به خصوص که توی ماه مبارک رمضان هم هستیم و شاید خیلی از شما هم با نظر من موافق باشید که در این ماه زمان با سرعت خیلی بیشتری می گذره

بگذریم ...

پرسیده بودید که تاریخ انتخاب واحد چندمه؟ علاوه بر دیدن جواب این سوال می تونید اسم دروس تخصصی ارائه شده در ترم سوم رو به همراه نام استاد مربوطه و ... در ادامه ی مطلب ببینید

تاریخ انتخاب واحد:  19-10 شهریور

تاریخ شروع کلاس ها:88/6/30


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت توسط فاطمه اسکندری| |


Design By : Night Skin